خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خواستن توانستن است

خواستن توانستن است

این مثل ایرانی را بارها و بارها شنیده ایم. و با هر بار شنیدنش انرژی و انگیزه ای دو چندان در ما بوجود می آید. بسیاری از مثلهای ما شاید اینچنین هستند که با شنیدنشان ما را به تفکر و تامل وا می دارند. هر چند از سالگرد روزهای انقلاب گذشته است اما تصور می کنم میتوانیم با بررسی شباهتهای انقلاب با مثل خواستن ،توانستن است باری دیگر به مقایسه انقلاب ایران و دو اتفاق مشابه دیگر بپردازم. یادداشت زیر به مناسبت همان روزها بود که بدلیل مشغله فراوانم نتوانستم به موقع در وبلاگ قرار دهم.

انقلاب 1357 ملت ایران

این روزها و نزدیک شدن به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران که حاصل ریخته شدن خون زنان ،مردان و جوانان زیادی در این دیار بود بنظر می آید محصول همان خواستنی بود که به توانستن ایجاد تغییر منتهی شد. در روزهای داغ ماههای منتهی به سال 1357 در میان قشرهای مختلف مردم یک هدف بیش از هر چیز بارز و عینی بود.

این رژیم باید تغییر کند.

حالا یا باید در روشهای خود تغییرات اساسی می داد و یا جایگزینی دیگر که با خوسته های آن زمان ملت هماهنگ بود برایش پیدا کرد.

بنابراین میان گروههای مختلف که ممکن بود در بسیاری از اصول خود تضادهای ریشه ای داشته باشند توافقی بر یک اصل دست داد و تا رسیدن به اصل هدف، آرمانها و خواسته های دیگر مسکوت ماندند تا در فضای مناسب و پس از رسیدن به هدف اول ابراز شوند.

کارمندان ادارات، نظامیان، روحانیت، برخی اقلیتهای مذهبی، دانشگاهیان، جوانان، سیاسیون و طیفهای مختلف دیگری برای تغییر در ساختار حکومت به وحدت رسیدند و در کوتاه مدتی این تغییر بوقوع پیوست.

اینکه آیا این گروه ها به اهداف خود رسیدند یا نه، خود بحث مفصلی دارد اما مهم این بود که این تغییر که نتیجه یک خواستن بود واقع شد.

انقلاب صنعتی چین و تلاش برای پیشرفت

کشور چین با آن جمعیت عظیم و منابع نه چندان تاثیر گذار توانست با یک برنامه ریزی منظم به یکی از تاثیر گذارترین کشورهای جهان در اقتصاد دنیا تبدیل شود.

منابع انسانی، همان چیزی که بسیاری ،از آن غافلند توانست موجی از تحرک و تغییر را در چین بوجود آورد که به تهدیدی برای اقتصادهای بزرگ جهانی که تا آن لحظه قدرتی را توانایی رقابت با آنان نبود بدل کند.

حالا چین می تواند در بسیاری از زمینه های صنعتی و علمی عرض اندام کند و گاه از همتایان خود سبقت هم بگیرد.

خیلی ساده است.

مردم و مسئولان در آنجا تصمیم گرفتند که تغییر کنند. خواستند و با یک برنامه منظم و منطقی توانستند آن را عملی کنند.

دوم خرداد 1376

شاید پس از گذشت این سالها رجوع به دوم خرداد، آنهم در شرایطی که برخی آنرا یک تجربه شکست خورده می دانند معقول به نظر نرسد. اما به نظر می رسد دوم خرداد نیز محصول همان خواستنی بود که به توانستن منجر شد.

مردم ایران برای رسیدن به تغییر و تحولات جهانی و از طرفی بسیاری از خواسته هایی که پس از انقلاب 57 کم کم به فراموشی سپرده شده بودند همصدا با هم به میدان دموکراسی آمدند و در چند انتخابات پیاپی تغییرات مورد نظر خود را پیگیری کردند.

نتیجه آن انتخابات شاید هیچگاه از ذهن تاریخی ملت ایران پاک نشود. چرا که خود خواستند آنچه را که در ذهنشان بود به انجام رسانند ،هرچند در ماه ها و سالهای پس از آن نتیجه ای نه آنچنان که مورد نظر داشتند کسب کردند اما باز هم نمی توان این حقیقت را کتمان کرد که آن تغییر نتیجه ی خواستن اکثریت قابل توجهی از مردم بود.

براستی باز هم می توان خواست و در پی آن خواستن توانست.

اما آیا این وحدت و همدلی در میان ملت ایران و مسئولان بوجود خواهد آمد!؟

|+| نوشته شده توسط raha در ۱۳۸٥/۱٢/٤ و ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ | پيام هاي ديگران ()