خانه | آرشیو | پست الکترونیک
اين هم از اقتصاد !

رشد تورم را ثابت نگه داشته ایم اما از افزایش قیمتها نمیتوانیم جلو گیری کنیم!

این جمله ای است که اخیراً دولتمردان در محافل مختلف به زبان می آورند.

آنان که حداقلی از اقتصاد می دانند مفهوم این جمله را درک می کنند که تنها در صورتی می توان قیمت ها را ثابت نگه داشت که تورم را به صفر رساند و قطعاً با شناختی که از اقتصاد ایران و به تبع آن وابستگی و پیوستگی آن با بازارهای جهانی دارد امکان تثبیت تورم امری غیر ممکن و محال است و البته این تنها برای کشور ما مصدق نیست و اصلی پذیرفته شده در تمام دنیاست که رشد قیمتها با نرخ موجهی وجود داشته باشد اما وابستگی عمیق کشور ما به طلای سیاه خود علت العلل یک نابسامانی و عدم کنترل مناسب بر روند رشد قیمتهاست.

گزارش اخیر رئیس دولت نهم که حکایت از انقلاب اقتصادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی داشت سوالات متعددی را با توجه به آنچه در جامعه در حال اتفاق است بوجود آورد.

قطعاً مردم، دیگر آن توده سالهای گذشته نیستند که با شنیدن عدد و رقم و دیدن چند جدول و نمودار متقاعد شوند که همه چیز خوب است و اوضاع بر وفق مراد!

بی شک اولین عکس العمل پس از شنیدن این گزارش مقایسه این عددها و آمار با واقعیات ملموس موجود در اجتماع است.

اینکه دولت محترم در طول یکسال به دستاوردهای بزرگی نائل شده است تحسین برانگیز و قابل تقدیر است اما حق آنست که بدانیم آیا به واقع زیر بنای این اتفاقات بزرگ تنها در طول همین یکسال بوجود آمده است و این اتفاقات مبارک تنها بواسطه عملکرد دولتمردان اخیر است؟

اینکه میلیاردها ریال پول به بازار تزریق شود و به اصطلاح بخش خصوصی و بویژه تعاونی ها مورد توجه قرار گیرند و به فعالیت آنهم با شرایط و امکانات فعلی بپردازند قطعاً در کوتاه زمانی می تواند آمار رو به رشد و متحولانه ای را در اختیار دولت و ملت قرار دهد اما بزودی معلوم خواهد شد نتیجه طرحهای توجیهی که برای دایر کردن بنگاههای اقتصادی و تجاری کوچک و بزرگ ارائه شده است بیش از هر چیز فاقد پشتوانه علمی، تحقیقاتی و علمی بوده است و بنابر این انبوهی از سرمایه ها که در حوزه اقتصاد خصوصی وارد شده اند بزودی به منابع سرگردانی بدل خواهند شد که ارمغانی جز گرانی غیر قابل کنترل به همراه نخواهد داشت.

بستن بودجه آنهم بر اساس نفت با بالاترین قیمت ممکن در شرایطی است که دیگر نه چیزی از صندوق ذخیره ارزی خواهد ماند و نه پشتوانه ای که در صورت بروز هر گونه نوسان در قیمت نفت در بازارهای جهانی بتوان با تبعات ناشی از آن مقابله کرد.

نفتی که قرار بود ارز مازاد بر درآمد آن در جهت تجهیز زیرساختهای کشور هزینه شود وارد بخشها و دستگاههایی شد که حتی برای پنج سال آینده خود هم برنامه ای ندارند و بیشتر آنرا صرف امور جاری خواهند کرد.

متاسفم که باید بگویم اینبار نیز مردان اقتصادی ما کشورمان را به میدان آزمون و خطایی دیگر هدایت کرده اند که قبلاً آنرا آزموده بودند و باز اصرار دارند که آزموده را بیازمایند و باز این شانه های زخم خورده و کمرهای ناراست ملتی است که باید تحمل سنگین بی تدبیری مردان اقتصادی خود را بر دوش بکشد!

امروز حتی یک دانشجوی ما هم می تواند به راحتی و با قرار دادن چند عدد و جدول که به عنوان شاخصه های رشد و ترقی عنوان می شوند دریابد که این آرمانگرائی و بلند پروازیها به کدامین ناکجا آباد منتهی می شود و خوب می دانند که بازگرداندن آن هزینه های فراوانی را بیش از هر کس بر همان ملت تحمیل خواهد کرد.

این که مشکلات را حاصل بزرگنمایی رسانه ها بدانیم و یا دائماً خود را با دولتهای قبل مقایسه کنیم هنری نیست که تنها دولت نهم صاحبش باشد که خوب به یاد داریم طرفداران دولت اصلاحات هم پیوسته از سنگ اندازی ها، بزرگنمایی ها و انتقادات بی سابقه ای که از ابتدای انقلاب تا آن زمان بر دولت وارد شده است یاد می کردند و همین دوستانی که اکنون در مقام دولتمرد بر پشت میزهای وزارت و مدیریت نشسته اند آن سخنان را تنها بهانه ای بیش برای فرار از کم کاری و بی مسئولیتی نمی دانستند!

اما انصاف آنست به یاد بیاوریم که دولت در حالی زمام امور را در دست گرفته است که بهترین فرصتها برای رشد و توسعه و آبادانی فراهم بوده و هست.

افزایش بی سابقه قیمت نفت، گذشت سالها از جنگ و تبعات آن، افزایش سطح علمی اجتماع، وجود نیروهای جوان با انگیزه و جویای کار، موقعیت خاص استراتژیک ایران در منطقه و جهان بواسطه دیپلماسی تنش زدایی دولتهای گذشته و از همه مهمتر همسویی کم سابقه دولت، مجلس و تمام قوا و نیروهای داخل نظام یکی از نادرترین فرصتهایی است که برای یک ملت پیش می آید تا بتوان بهترین استفاده را از آن برد و از همه متخصصین و صاحبان اندیشه و تجربه مساعدت جست این فرصت را مقتنم شمرد که نه با عوام فریبی و آمار سازی راه رشد و ارتقاء کشور را مسدود کنیم و کمر به فرصت سوزی ببندیم.

نشستن پای سخن آنان که دستی در اقتصاد دارند و به تجارت مشغولند و تولید را سرلوحه خود قرار داده اند شاید بخشی از لحظات دردناک و حزن آلود هر ایرانی باشد.

چه بسیار موسساتی که بدلیل نوسانات پی در پی بازار، بواسطه تغییرات پیوسته و بی برنامه سیاستگذاران اقتصادی در شرف نابودی و انحلال و ورشکستگی قرار گرفته اند و چه تعداد انسانهایی که به این ترتیب به جمع کثیر بیکاران افزوده خواهند شد.

آنوقت اقتصاد که جای خود دارد، باید به فکر جامعه ای بود که با بحران های جدیدی روبرو خواهد شد که جمع کردن این هفت خان، رستمی می خواهد وتوانی مضاعف و پولادین!

|+| نوشته شده توسط raha در ۱۳۸٥/٧/۳٠ و ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ | پيام هاي ديگران ()