خانه | آرشیو | پست الکترونیک
تا پايان دولت خاتمی

ما ايرانيان عجيب انسانهايي هستيم

به هنگام خوشي همه چيز را بر وفق مراد مي‌بينيم و بگاه سختي همه چيز را بر عليه خود.

نميدانم چقدر از روزهاي منتهي به دوم خرداد 1376 را به ياد داريم و يا روزهاي پر هيجان پس از آن را كه به وضوح آثار وجودي خود را در تصميمات كلان كشور لمس ميكرديم

اما اينك كمي بيرحم شده‌ايم

چرا كه تمام آن روزهاي سخت را به يك چوب ميرانيم

من اما بنا به يك وظيفه نا نوشته و انساني و بواسطه همان دلايلي كه 8 سال پيش و به تداوم آن 4 سال پس از آن به خاتمي راي دادم ميخواهم با تمام كاستيهاي اين سالها اما تنها خسته نباشيدي به محمد خاتمي ((بدون عنوان پر طمطراق رياست جمهوري )) گفته باشم

كه اگر جز اين بود شايد بعدها خود را بخاطر نا ديده گرفتن خدمات مردي صبور، با متانت و خوشرو ملامت نكنيم كه همين اوصاف اخلاقي خود به تنهايي نعمتي بود براي ما ايرانيان ...

 

 

 

گزيده مقاله فواد صادقي (سايت بازتاب)

 

هيچ‌ رئيس‌جمهوري براي ملت ايران، خاتمي نخواهد شد

 

فؤاد صادقي


۲۰ تير ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۷:۳۷

تعداد بازديد : 7742

كد خبر : ۲۶۳۴۴

 

روزهاي واپسين رياست‌جمهوري خاتمي و لزوم تحليلي واقع‌بينانه و تقدير از تلاش‌هاي طاقت‌فرساي اين چهره ماندگار ايران‌زمين، آنچنان اهميتي دارد كه مرا وادار مي‌كند، برخلاف رويه يك سال اخير، سكوت قلم را شكسته «براي خاتمي» بنويسم؛ نوشته‌اي كه اگر خاتمي همچنان صاحب و بر مصدر قدرت بود و اگر اين‌گونه به وي جفا نمي‌شد، به خود اجازه تحرير و انتشارش را نمي‌دادم

خاتمي، رئيس‌جمهوري غيرمتعارف بود و اين غيرمتعارف بودن، نه تنها مختص به ايران بود كه سرزمين «خرق عادت» و شگفتي‌هاست، بلكه با عرف جهاني نيز سازگاري نداشت.
خاتمي از طبقه روشنفكران بود، اما نه روشنفكراني كه از عمق مفاهيم پيچيده فلسفي و تمدن غربي و با زباني غيرقابل‌فهم براي عموم جامعه سخن گويند، بلكه روشنفكري كه از دل سنت‌ها برخاسته و با زبان و ادبيات اين مردم، با آنان سخن مي‌گفت ... در شرايطي كه بسياري از ايده‌ها و شعارهاي خاتمي در سياست و اقتصاد مانند «طرح ساماندهي اقتصاد كشور» عملي نشد، مردم در آن كوتاهي، نقض عهد و فريبكاري نيافتند، بلكه اين عملي نشدن را ناشي از كوتاهي و ناهمراهي ياران خاتمي و ديگر صاحبان قدرت دانستند و به همين دليل در دور دوم مسئوليت خاتمي، آراي وي در ميان شركت‌كنندگان در انتخابات، نه تنها دچار افت منطقي دو رئيس‌جمهور قبلي نشد، بلكه رشدي 10 درصدي نسبت به كل آرا داشت.

 خاتمي در ايران به سمبلي براي سلامت تبديل شد، شائبه فساد مالي كه جامعه ايران براي هر صاحب‌قدرتي اگرچه در مدت و مسئوليتي پايين تصوير مي‌كند، درباره خاتمي حتي پس از عهده‌داري بالاترين مسئوليت اجرايي كشور آن هم به مدت هشت سال به وجود نيامد. وي راه ورود به عرصه‌هاي اقتصادي را نيز بر بستگانش بست و حتي فعاليت اقتصادي پيشين برخي از نزديكانش را به فعاليت ستادي تبديل كرد
واقعيت آن است كه حملات دشمنان، مخالفان و منتقدان خاتمي،‌ اگرچه با شدت و حدت فراواني همراه بود، اما در نهايت به سود وي تمام شد و بر دامنه محبوبيت و نفوذ او افزود

بيشترين تخريب‌ها، تهمت‌ها و توهين‌ها به خاتمي، از ماه‌ها پيش از دوم خرداد آغاز شد و تاكنون هم ادامه دارد و برخلاف ديگر اشخاص كه نيروهاي ضدانقلاب و ضددين و يا حداكثر نيروهاي تندرو و خام متدين، پرچم‌دار تخريب آنان بودند، طيف قابل‌توجهي از روحانيون و متنفذان جامعه، حملات به خاتمي را تأييد كرده و مي‌كنند كه اين حملات و تخريب‌ها، مردم ايران را كه از نظر عاطفي، حساس و تأثيرپذير هستند، به دفاع از مظلوم واداشت.
 خاتمي، محبوب بود و اين محبوبيت، نه تنها ميان هواداران وي، بلكه در بين منتقدان و مخالفان و حتي در ميان سران و افكار عمومي جهان نيز غيرقابل‌انكار است.
صاحب اين قلم، همانند ديگر كساني كه نام خاتمي را در برگه‌هاي رأي خود ننوشته بودند، از اين‌كه شخصيتي مانند او به عنوان رئيس‌جمهور و سمبل ايران در سطح جهان مطرح گرديده است، سربلند و شادمان هستند.

برخلاف ديگر سياستمداران كه پذيرش و اعتراف به اشتباه را نوعي شكست و سقوط مي‌دانند، خاتمي رفتار خلاف آن را زير پاگذاشتن صداقت مي‌دانست و به همين خاطر در موارد متعددي، اشتباهات، ضعف‌ها و كاستي‌هاي خود را با مردم در ميان گذاشت و از آنان صميمانه عذرخواهي كرد و اين رويه نه تنها موجب تزلزل و سقوط جايگاه اجتماعي او نشد، بلكه محبوبيت و اعتماد عمومي به وي را افزايش داد.
انتقادات مشفقانه و منصفانه را پذيرفت و از بي‌انصافي‌ها، سياه‌نمايي‌ها و توهين‌ها برنيفروخت، از كسي شكايت نكرد و منتقدانش را از خود نراند.
ويژگي قدرت حكومتي و اقتدار دولتي، آن است كه با پايان يافتن آن، احترام و منزلت از صاحبان منصب زايل مي‌شود، اما خاتمي طوري آمد و رفت كه هنگام رفتنش از وي به نيكي و بزرگي ياد مي‌كنند و هم‌اكنون نيز يكي از محبوب‌ترين شخصيت‌هاي ايران، جهان اسلام و عرصه بين‌الملل است و اين سرمايه گرانبها و بي‌نظيري براي ايرانيان است.

و در يك كلام: «هيچ كس براي ملت ايران خاتمي نخواهد شد».
والسلام

 

 

نظرات کاربران :

 

·    ارزش خاتمی در خارج همین بس که روزنامه نگار با تجربه ای چون تام- فریدمن که
ویرا گورباچف ایران اول لقب داد بعد از
۱۸تیر و دوری خاتمی از رادیکالها با
خروشچف نامیدن وی ایشان را حامی انقلاب اسلامی خواند و تاکید کرد برخلاف
گورباچف خاتمی محسور سی ان ان و بی بی سی نشد و صلاح مملکتش را بمعروفیت
ساختگی این دو غول تبلیغاتی ترحیح داد و مردم هم با رای بالاتر مجددا ویرا
احترام گذاشتند

 

·    باسلام
اينجانب از جانبازان جنگ و كسي كه 38 ما در جنگ بودم و4 بار هم مجروح شدم اين را نوشتم تا اونهائي كه فكر ميكنند طرفداران اين سيد بزرگ اين مرد قوي اين دانشمند بزرگ اين صبور مرد ايران اين ايراني بتمام معنا اين فزند اسلام ادمهائي بي ارزش هستند بدانند ما رزمندگان جنگ و جهاد ايشان را دوست داريم و عشق مي ورزيم

·   سلام
اولا خواستم تشكر كنم. بعد از اين انتخاباتي كه مخالفان خاتمي از اتهام زني فروگذار نكردند و دوستان! از بي معرفتي يكي ياد اين مرد افتاد. كارهاي دوران خاتمي در هر زمينه خيلي زياد بود و نتيجه همه آنها يك چيز بود: ما عوض شديم و ديگر هم باز نخواهيم گشت.
تنها نكته اي كه ميماند اين است كه از او آموخته ايم ((هيچ انساني را به عرش نرسانيم)).

 

·    من بعنوان يك ديپلمات ايراني بارها و بارها از تحسين بسياري از ديپلماتهاي كشورهاي خارجي از بزرگ مرد سياست و خردورز ميهن عزيزم سيد هميشه محبوب خاتمي به وجد آمده ام . تا ابد در قلب هر ايراني آزاده اي جاي خواهي داشت.

 

·     در سال 76 به خاطر جو نادرست و متحجرانه اطراف هيچ علاقه اي به اقاي خاتمي نداشتم . البته هنوز واجد شرايط براي راي دادن نبودم .در سالهاي بعد اين حس بدبيني كمتر شد.در دور دوم هم باز به خاطر انتقاداتي كه اطرافيان داشتند به ايشان راي ندادم .دراين سالهاي اخير نظرم در مورد ايشان به كلي تغيير پيدا كرد.گرچه هر كسي ايراداتي دارد اما حسنهاي ايشان خيلي بيشتر جلوه كرده است.يك روز دوست نداشتم صحبتهاي ايشان را بشنوم و اكنون با شنيدن نام ايشان و مظلوميت ايشان بغض گلويم را ميگيرد.دنياي عجيبي است!

متن كامل را در اين آدرس بخوانيد http://www.baztab.com/news/26344.php

 

گفتگوي سعيد حجاريان با ايسنا

خاتمى هميشه مرا به تندروى متهم مى كند چه در زمان انتخابات، چه در عرصه روزنامه نگارى و چه در زمان ترور و چه بعد از آن. فقط زمانى كه در كما بودم تندروى نكردم. بارها من و خاتمى بر سر اين موضوع درگيرى هايى داشتيم كه چندين بار هم علنى شد از جمله من براى اولين بار واژه «فرصت سوز» را وارد ادبيات سياسى كشور كردم و گفتم كه «خاتمى فرصت سوز است و آدم سياسى نيست». خاتمى موضع گرفت، به شدت برآشفته شد و جواب تندى به من داد و گفت: «اگر سياست كارهاى تندروانه و بچگانه است، من سياستمدار نيستم، فرصت سوز هم نيستم و فرصت ها را كاملاً دريافته ام.»

خاتمى فرد باهوشى است. شعارهايى هم كه داد، اعتقاد خودش بوده است و كسى برايش تهيه نكرده و خيلى اصرار داشت كه از شعارهاى ديگران استفاده نشود. وقتى كه مشاوران متنى را به او مى دهند اگر متن يك صفحه باشد، خاتمى قلم برمى دارد و برايش دو صفحه حاشيه مى نويسد و هميشه از من ناراحت بود كه چرا كاغذ را فشرده مى نويسى و براى نوشته هاى من جايى نمى گذارى.

در سفر اولى كه به آمريكا رفت، من هم به عنوان مشاور همراهش بودم و اين اولين بارى بود كه يك رئيس جمهور ايران به آمريكا مى رفت. اسكورتى كه از فرودگاه جان اف كندى تا محل اقامت برايش تعيين كرده بودند بسيار عظيم بود و تقريباً كل خيابان برادوى كه قلب تپنده نيويورك است را قرق كرده بودند. استقبال از خاتمى بى نظير بود و آمريكايى ها تعجب مى كردند كه چه كسى به آنجا آمده. در واقع خاتمى آنقدر استاندارد رياست جمهورى را بالا برده بود كه جرات نداشتند حتى مثلاً درباره پروتكل مربوط به شام و ناهار سفر اظهارنظرى از طرف مقابل صورت گيرد. يكى از علل استقبال بين المللى از خاتمى، پشتوانه مردمى او بود. خاتمى در يك انتخابات مردمى و سالم ۲۰ ميليون راى آورده بود و همه اقشار از او اقبال كرده بودند و فقط راى روشنفكران را نداشت بلكه راى روستائيان، اقوام و اقليت ها و غيره را داشت. در واقع او سمبل وحدت ملى شد. خاتمى وجهه فرهنگى داشت و فردى مبادى  آداب، فرهنگى و عميق در حرف زدن بود. زمانى كه در شوراى امنيت سازمان ملل ايرانى ها جمع شده بودند و خاتمى برايشان سخنرانى مى كرد، مردم اشك شوق مى ريختند و احساس مى كردند كه دولت دارند، به رغم آنكه قبلاً تحقير شده بودند. خاتمى نماد كرامت و بزرگوارى ايرانى بود.


بعيد مى دانم كه خاتمى ديگر به عرصه تصميم گيرى وارد شود و پيش بينى مى كنم كه چون خيرى از اين دوران نديده مثل مهندس موسوى شود. علاقه شخصى خودش بيشتر فلسفه، فرهنگ، ادبيات و انديشه است تا سياست. وضع جسمانى اش در اين دوران صدمه زيادى خورده و بايد مدت ها درمان شود.

 

متن كامل را در اين سايت بخوانيد http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-553514

 

|+| نوشته شده توسط raha در ۱۳۸٤/٤/٢۳ و ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ | پيام هاي ديگران ()