خانه | آرشیو | پست الکترونیک
برای گنجی

براي گنجي

 

 

به نامه خدا
خبر بلبل اين  باغ بپرسيد  که  من
 ناله اي مي شنوم کز قفسي مي آيد
 
گنجي عزيز، اين بلبل بوستان مطبوعات و گنجي صفتان بسيار ديگر را ديري است عسس
 دست بر بسته است.
آنان در انتظار نگاهي معدلت جويانه اند. آيا اين راهم از آنان دريغ مي کنند؟ آزادي
سرافرازانه آنان را خواهانيم. ايشان اهل استرحام ذلت طلبانه نيستند.
و تو اي گنجي نازنين:
 
شير را بر گردن ار زنجير بود
بر همه زنجير سازان  مير بود
 
اي گنج در ويرانه، اي آبروي دليري و اي نماد آزادگي! خطاي ما و تو اين بود که عدل علوي
 وعشق مولوي را از فقه فرسوده صفوي طلب کرديم.
 اين پنداري ويران بود و اينک ويران تر شده است و تو تاوان آن خطا را به جاي همه ما
مي پردازي. تو آزاده تر بودي و اکنون از همه دربندتري. اينک آزادگي تو به ثبت تاريخ رسيده
است هرچند آزادي تو ديرتر برسد.
دل قوي دار که رهائي نهائي از آن توست. تو نشکسته اي، زندان وزندانبان،  شکسته تو اند.
دل قوي و تن درست دار. ويران مشو که ويراني تو ويراني ماست.
"پنهان مشو که روي تو بر ما مبارک است". "سلامت همه آفاق در سلامت توست".
سلامت تو کوبنده تر از شهادت توست و يک قهرمان زنده برتر از صد قهرمان خفته.  و يک شمع روشن برتر از صد شمع خاموش. وخون قلم برتر از خون شهيد.
روزه سي روزه خود را به پايان بر. عيد فطر آزادي است: "وجود نازکت آزرده گزند مباد"
گنج آزادگي و گنج قناعت، تو را مبارک باد.
 
گنج آزادگي و گنج  قناعت ملکي است                که  به  شمشير  ميسر نشود سلطان  را
اين بدر مي رود از باغ بدلتنگي و داغ                   و آن به بازوي فرح مي شکند زندان را
ماه کنعاني  من، مسند مصر آن  تو شد               وقت آن است  که بدرود کني  زندان  را
 
21/تيرماه/1384
عبدالکريم سروش، عزت الله سحابي، محسن کديور، سعيد حجاريان، عليرضا علوي تبار          

 

|+| نوشته شده توسط raha در ۱۳۸٤/٤/٢٥ و ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ | پيام هاي ديگران ()