باختن، پیش از باختن !

تردید که می کنیم مقدمه باختن است!

به همین آسانی، می بازیم زودتر از آنچه فکرش را می کنیم.

چون در همان ابتدا از انتها هراسیده ایم، و شاید به تعبیر بهتر انتهای باختن را از پیروزی زودتر دیده ایم.

وقتی به فکر و عملی که داریم ایمان نداریم، وقتی معیار و ملاکی برای سنجش درست یا غلطش وجود ندارد یا حداقل ما این معیار را نمیدانیم، آن زمان است که براحتی تردید بر ما غلبه می کند و ما عاجز از گرفتن تصمیم هستیم.

حتی اگر خلاف آنچه در نظرمان است تصمیم بگریم باز هم محکوم به شکستیم.

چرا که پیوسته شکست را تا لحظه ی شکست تجربه می کنیم و به گمانمان بازی از پیش باخته ای را آغاز کرده ایم.

تردید، شاید به علتهای گوناگون برایمان اتفاق بیافتد.

شاید بخاط آنکه شرایط بهتری را متصور هستیم، شاید بخاطر فرار از شرایطی که ممکن است تصمیم مان برایمان بوجود بیاورد هرچند اگر بدانیم در صورت عدم وقوع آن ممکن است شرایط بهتری نیز نصیب مان نشود.

مردان و زنان بزرگ، بزرگترین دشمنان تردیدند.

آنان هیچگاه اجازه نمی دهند افکار توهم آلود که ریشه های تردید را در ذهن آنان پرورش می دهد در وجودشان رخنه کند.

تردیدی نیست که تصمیم گرفتن مهم ترین رمز غلبه بر تردید است.

مشروط بر اینکه تصمیم بر اختیار و اراده ای مصمم بنا شود نه بر اساس خودخواهی، ترس یا فرار از واقعیت.

/ 17 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

رها جان سلام. آرش هستم.سري به اين صفحه ي وبلاگت بزني بجا مياري:http://rahenowiran.persianblog.ir/1384/5

آرش

خوبي؟شايد نزيدك 2سال شايد هم بيشتر باشه كه گمتون كرده بودم.مدتي نبودم بعدهم كه اومدم يه مدت قاطي بودم تااينكه...به هرحال الان اينجام.وخوشحالم كه هنوز هستي ومينويسي...پايدا روسربلند بلند باشي.خوشحال ميشم سري بهم بزني.به اميدديدار[خداحافظ]

روزبهان برمکی

پس همچنین آرزومندم که بسی در این دوستی یکطرفانه تان مشعوف باشید.

ماري

سلام اگه به روز شد خبرمون کنید راستی... به آقا هم سلام ما رو برسونید

آنتیک

هستی نیستی؟! هستم نیستم؟!! نمی بینمتون!!!!

روح اله ریاضی

پرشین بلاگ یک طرح رهایی داده برای نامه به خاتمی.یادته امیدوارم همیشه روزهای خاطره انگیز اطرافت آنقدر زیاد باشد که فراموششان کنی

ازگمی

نیستی[سوال][گل][خداحافظ]

روزبهان

چشم. لطفاَ زیاد طولانی نباشد. فرصتش را می شود از لابلای روزمرگی بیرون کشید. اما اگر طولانی باشد نمی دانم حوصله اش را از کجای روزمرگی ام بیرون بکشم که شده ام آدمکی شدیدا بی حوصله نسبت به همه چیز. خوب. بهتره بدونم در چه سبکی مقاله می نویسید؟‌ منظورم رشته بود. اگر تخصص ام خارج از تخصص شما باشه آنوقت فقط می توانم قسمت عمومی قضیه را بررسی کنم...