طعم شیرین عذر خواهی!

می گفت شخصیتت با این کار کوچک می شود، می گفت بخاطر یک حرف نابجا نباید اعتراف به اشتباه کنی، چون از این پس هر سخنی یا حرکتی را با دید اشتباه نظاره می کنند، می گفت در قبال این همه مثبت ها حالا یک سخن هم گفته ای این که چیز غیر عادی نبوده! می گفت ...

در شرایط سختی از روزهای زندگی اتفاقی پیش می آید و یک نفر علی رغم میل باطنیش و مرام همیشگی خود دچار توهمی می شود و بر اساس این تصور غلط سخنی به گزاف می گوید و باعث رنجش کسی می شود.

نمی شود گفت چون شرایط چنین بوده است و چنان پس حقی باید برای خود قائل شد و هر اشتباهی را به پای شرایط گذاشت. اتفاقاً در چنین شرایطی است که انسانها صفتهای انسانی خود را بروز می دهند و آنان که کم طاقتند و در تحلیل شرایط و اتفاقات همیشه لنگ می زنند دست به کاری غیر منتظره می زنند و یا اینکه عباراتی را بزبان می آورند که ندامت و پشیمانی کمترین اثر بعدی آن است.

اما همین انسان با وجود این اشتباه وقتی با غرور به صراحت به اشتباه خود اعتراف می کند، انگار بار سنگینی را از روی دوشش به زمین می گذارد که تا آن لحظه ناخواسته بدنبالش بوده است.

وقتی قبول اشتبه می کنیم نه تنها کوچک می شویم که در برابر وجدان خود سرافراز می شویم.

بعید نیست در جامعه ای که قبول اشتباه نوعی شکست و بدتر از آن عقب نشینی محسوب می شود این اعتراف منشاء مضراتی هم باشد اما بیش و پیش از این می تواند مایه آرامش خود و کسی شود که بر اثر اشتباه و قصوری که در کلام یا رفتارمان پدیدار شده منجر به سوءظن و بی اعتمادی گردیده است.

شاید این تصور غلطی نباشد که در برخی موارد ما نقشی در نوع بینش و طرز تفکر و تلقی افراد پیرامون خود نسبت به آنچه انجام می دهیم نداشته باشیم و آنها می توانند هرشکلی که مایلند از رفتار ما برداشت فکری داشته باشند، اما دیر یا زود این تصور با رفتارهای مشابه دیگر از فرضیه به یک اطمینان مبدل می شود که این شخصیت رفتاری دارد که با تصور ما زیاد هم منافات ندارد.

وقتی اشتباه خود را می پذیریم به تثبیت شخصیت خود کمک کرده ایم و نیز به دیگران این حق و فرصت را می دهیم تا آنان نیز به آسانی به اشتباه خود معترف شوند.

اعتراف به اشتباه در بسیاری از مواقع باعث جلوگیری از بسیاری از پیش فرضهایی می شود که خود به تنهایی منشاء اتفاقات ناگواری نیز شده اند و عکس العملهای نا متناسبی را بوجود آورده اند. 

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرام

سلام وقت کردين ژيش ما بياين عيدتونم مبارک يحق

ج.ش.

سلام بر رهاي عزيز خوشحال شدم از كامنت شنا مدتيه كه فرصتم كمتر شده و به دوستان كمتر سر مي زنم ولي هميشه بيادتون هستم اميدوارم كه در روزهاي سرد زمستون دلتون چون هميشه گرم و با صفا باشه اگه تهران اومدين خوشحال ميشم خبر كنين تا زيارتتون منم فعلا در پناه حضرت دوست

روزبهان برمكي @ آشناي عوضي

اگه منظورت اينه که نوشته ی قبلی رو دوباره بگم اينکه اگه فارسی می نويسيم (که داریم همچین کاری می کنیم) بهتره فارسی بنويسيم و مدام عبارات عربی درش بکار نبريم اما اگه داريم فلسفه اسلامی و ايرانی می نويسيم يکسری جاها ديگه دست ما نيست و بايد اصطلاحات عربی بکار برد. مثل اینکه اگه شما فلسفه مغرب زمین رو مطالعه کنید مدام به اصطلاحات یونانی و لاتین برخورد میکنید. حالا در این مورد هم یک مثال می زنم. من فکر ميکنم حالت اول مورد حال من و شما هست در بلاگستان. من که سواد فلسفه ی اسلامی ندارم. راستش علاقمند هم نبودم بهش. کارم هم چيز ديگه ای هست. شما هم تا اينجا که من شناختم کار فرهنگی ميکنی. يعنی جامعه شناسي، علم سیاست، روانشناسی، مطالعات فرهنگی ... انجام می دی که خوب نیاز به عربی نوشتن نداری. ----------------------------------- لطف داری عزیز جان. من که انتظار ندارم هرکی میاد به مجرد خوندن یک چیز بنویسه. بهر حال پیغامگیر جای سئوال و جواب و نقده. همین که متوجه شدم میخونی نوشته هامو خیلی خوشحال شدم. دستت درد نکنه. اون مثال هم اینکه:

روزبهان برمكي @ آشناي عوضي

مثلا فلسفه کانت که میخوندم مدام به این a posteriori و a priori بر میخوردم که بیچارم کرد تا دقیقاً مبنای لاتین اش رو در بیارم. این دو انگلیسی نیستند اما مدام در جملات فلسفه ی کانت چه به زبان آلمانی چه به زبان انگلیسی تکرار می شن. یا مثلا بجای گفتن تا بی نهایت میگیم ad infinitum که می شه همون To the infinity of the source and return (انگلیسی) که دیگه بجای اینکه این جمله ی طولانی رو هربار در نشان دادن یک حرکت ریاضی حدوار پذیرفته شده بکار ببریم می آییم و از اون اصطلاح لاتین استفاده می کنیم. اگه کارت کار فلسفه هست که دیگه چاره ای نداری و باید بکار ببری اما اگه نیست بهتره به هر زبون که می نویسی کامل همون زبون باشه.

پوريا (شبانه‌های بی‌تو)

اعتراف به اشتباه بعضی وقتها لازمه. ............................................. به قول شاعر: و اعتراف قشنگ است اگرچه با تاخير...!

آسيه

سلام ممنون از لطفتون ... شاد باشين و سلامت

ماری

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه یادم آید كربلا را دشت پر شور و نوا را گردش یك روز غمگین گرم و خونین لرزش طفلان نالان زیر تیغ و نیزه ها را .................. سلام ايام تسليت باد

مسيح

سلام بر رييس عزيز و بزرگوار دوست جالبي بوده با طرز فكر و زاويه ي ديدي جالب عذر خواهي شخصيتو كوچيك مي كنه !!! :) ... عرض تسليت التماس دعا ... سربلند بموني و ايروني

رحيمی

سلام به دوست و دوستارم رها. از اين که به تابستان آمدی و پيام گذاشتی بی نهايت خوشحال شدم. غربت ما را در تابستان ديدی برادر؟. آری به مشهد علاقه مندم. تجربه هايم گواه است که خواطر حتی چه برسد به اذکار بر سبیل عنايت است. اگر ديدار شما در آن شهر عزيز رخ دهد جزئ کرامات آقا می گذارم