بازسازی و ملزومات آن

بشر از لحظه ای که قدرت تشخیص و تحلیل پیدا می کند دست به اصلاح و بازسازی روشهای معمول خود می زند.

در حقیقت بازسازی در همه حال وجود دارد و برای پیشرفت و ارتقائ دائمی جزء جدا نشدنی حیات هر انسانی است و در واقع انسانی که به فکر اصلاح و بازسازی روشهای و رفتارهای معمول خود نباشد عملاً دچار سکون و ایستایی می شود و صد البته که این اتفاق خوشایند نیست و نه تنها باعث تخریب روحیه و انگیزه های آدمی می شود بلکه دیگران را هم به نوعی متاثر از آثار منفی خود خواهد کرد.

در نظر بگیرید که انسانی تنها در مسیری که خود تصور می کند صحیح است گام بردارد، خب قطعاً هزینه های زمانی، مادی و معنوی زیادی را باید پرداخت کند چرا که تجربه دیگران را باید دوباره آزمایش کند و با روش آزمون و خطا مدتها برای یافتن بهترین راه فرصت سوزی کند.

البته این روند بازسازی و اصلاح با توجه به شرایط هر کسی میتواند آهنگ و سرعت خاص خود را داشته باشد، اما اگر از روشهای آزموده شده هم کمک گرفته شود قطعاً نتیجه بهتر و سریعتری را کسب می کنیم.

البته این را هم فراموش نکنیم که خود را در قالبها و روشهای معمول محصور نکنیم و از کسب راههای که خود می تواند روزی راهگشای دیگران باشد غافل نمانیم.

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی جواهریان

به نام خدا. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما. این روزهای مبارک و خدمتتون تبریک عرض میکنم. امیدوارم روزهای خوب و خوشی را پیش رو داشته باشید. وبلاگ محبت اینجاست منتظر دیدار شما هست. امیدوارم با حضور گرمتون به خونمون رونق و صفایی ببخشید.

mm312

سلام. خوبی؟. تقدیم به تو: ... خبر آمد خبری در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید...شاید پرده از چهره گشاید...شاید دست افشان...پای کوبان می روم بر در سلطان خوبان می روم می روم بار دگر مستم کند بی سر و بی پا و بی دستم کند می روم کز خویشتن بیرون شوم در پی لیلا رخی مجنون شوم هر که نشناسد امام خویش را بر که بسپارد زمان خویش را با همه لحظه خوش آواییم در به در کوچه ی تنهاییم ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه ی تو از همه پر شور تر کاش که این فاصله را کم کنی محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ی ما می شدی مایه ی آسایه ی ما می شدی هر که به دیدار تو نایل شود یک شبه حلال مسائل شود دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ی ما را عطشی دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت ... موفق و شاد باشي.

آنتيک

وای بازم حرفای به وجد آورنده ی آنتيک بازسازی و .. رها جان مشعوفمان کردی بعد از دراز مدتی اومدی و از بحث شيرين بازسازی گفتي واما اگه مهر مسافری به پیشونیه آنتیک خورد یه قولی میده به همه رفقاش دل نوشته های لطیف آنتیکهایی که اومدن وکوله بارم وپر کردن پرینت گرفته میشه حتی اگه اولش بگن آنتیک اجازه نداری خودت بخونی سعیم بر حفظ امانته و همون قسمت را جدا می کنم وبه گیرنده نامه میدهم میدونی تا الان که نگاه به کوله ام کردم شرمندگیه آنتیکیم بیشتر شده که آیا لیاقت حمل این کوله را دارم یه روز بزرگی در پیشه کاش عیدیم همین برات کربلا باشه کاش عیدیه هممون یه سفر زیباولطیف باهم باشه

ج.ش.

سلام و تقاضای بخشش اگر دير آمدم نيمهشعبان بر شما مبارک باد بانی عشق باش نه راوی عشق ... راوی درد باش نه بانی درد

محمدعلی نوری

با سلام دوست خوبم. نوشته بسيار دقيق و صحيحی بود. در اين ميان مردمانی هستند که هميشه بايد راه خود را بروند تا به قول معروف سرشان به سنگ بخورد سپس متوجه می شوند که اي کاش به تجربيات ديگران گوش می کرديم و درس می گرفتم. يکی از خوبی های بشريت و جوامع انسانی همين است که ما می توانيم برای هم ديگر الگو٬ درس عبرت و راهنما باشيم. خيلی ممنون و موفق باشيد. باز هم به من سر بزن خوشحال می شوم.

سلام ممنون چشم

گلبانگ سحر

سلام دوست گرامی بی مقدمه وارد شعر می شوم اى مهربان خداى‏ اى مهربان خداى: گم گشته‏ام تو بودى و كردم چو ديده باز ديدم به آسمان و زمين و به بام و در تابنده نور توست‏ هر جا ظهور توست‏ ديدم‏به هيچ نقطه تهى نيست جاى تو خوش مى‏درخشد از همه سو جلوه‏هاى تو اى مبدأ وجود! از كثرت ظهور، نهان شد كه كيستى موفق باشید

آنتيک

از همه رفقا که اومدن و تسلی دهنده بودن به هر عنوان ممنونم یه کم دلتنگی مونده و یه عالمه غبطه به حالش دوستتون دارم همتونو خیلی زیاد شاد بمانی و خدايی

ادبیاتچی دیار مهر ...

ممنون که اومدی و سر زدی خوشحالم که هنوز من رو به یادت مونده .........و خوشحالم که به دلت نشست ( ولی اون نوشته من بود نه استاد )