دو سال در کنار شما با (( راه نو ایران))

moeen-small15.jpg

حالا دیگر دو سال از آن روزی که به نیت ترسیم چهره جدید سرزمینمان به این وبلاگ آمدم می گذرد.
روزها، هفته ها و ماههایی که گذشت، و قضاوت برای رسیدن به نتیجه مورد نظر شاید کار دشواری نباشد.
درست از نیمه خرداد هشتاد و چهار شروع کردم و امروز باز بر همان نیمه خرداد رسیده ام.
همواره تلاش کردم بیشتر به مطالبی بپردازم که با نام وبلاگ سنخیت داشته باشد و راه نویی را که از پایان دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی آغاز شده بود را تصویر کنم.
حقیقت این است که واقعاً راه متفاوتی از آن روز در سرزمین ما شروع شد و همچنان در همان راه نو در حرکتیم.
گاه متلاتم و گاه آرام.
اما همه می دانند که از پس روزهای آرام قرار نیست اتفاق خوش آیندی بیافتد.
کاش می شد تا در یادداشت ورود به سومین سال این وبلاگ از کاستیهانگویم و چهره منفی کشورمان را به تصویر نکشم.
اما حقیقت این روزها، برای همگان آنچنان مشهود و عریان است که دیگر این کلمات مانند نمکی است بر زخمهای ملتی آرام، نجیب و صبور.
حالا همگان مبهوت از یک اتفاق و چشم انتظار اتفاقی دیگرند.
کاش این روزها هر چه زودتر بگذرد.
همین!
/ 19 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی

اینکه تو سه ساله یک راه نو برای برداشتی که از ایران داری ابداء کردی بدون که راه نو برای ایران سه ساله نیست. حداقل صد و اندی سال قدمت راه نو برای ایرانه و به امثال خاتمی و طرفدارانش هم محدود نیست. اصولاً قبل و بعد از خاتمی آنچنان تفاوت نکرده که بعد و قبل از رضا شاه یا دکتر مصدق یا انقلاب بهمن پنجاه هفت. سخن کوتاه اینکه در قالب ذهنی خودت فرو نرو آنقدر که سیر حرکت تاریخی گذشته کشورت را با شروع فعالیت خودت یکی بپنداری که این جهل بزرگ باعث عدم موفقیت تو و نهایتاً شکست طرحی که به پشتوانه این وبلاگ در جهت بیانش هستی منجر خواهد شد.

آرش(دنیای سخن)

دوست عزیز سلام. شاید قریب به دوسالی هست که از وبلاگ شما دور شدم.من آرش هستم .از وبلاگ دنیای سخن.البته وبلاگ فعلی من سومین وبلاگمه با همین نام.دوتای قبلی ،اولیش تو پرشین بود،دومی وسومی تو بلاگفا.اون روزها شما لیست وبلاگها رو میگرفتیدوتو وبلاگتون معرفی میکردید.یادتونه؟ سری به این آدرس بزن تا خوب لینک وبلاگم تو وبلاگ خودتون رو بخاطر بیارید. http://rahenowiran.persianblog.ir/1384_5_rahenowiran_archive.html یادش بخیر!همه مون جوون تر بودیم وپرشور نشاط تر والبته پر امیدتر از امروز! امیدوارم باز هم ببینمتون.به یاد روزهای رفته... زنده شدن خاطرات حس غریبی به آدم میده. به امیددیدار دوباره

آرش(دنیای سخن)

اي همه شعر و حكايت اي بزرگ اي بينهايت اي همه دار و ندارم اعتبارم اي ولايت گريه‌هام تو خنده‌هام تو گفتنم تو خواستنم تو وقت زادن پيرهنم تو وقت مردن كفنم تو پيش تو دريا حقيره حتي اين دنيا حقيره كي مي‌تونه از تو باشه اما دور از تو بميره من عاشق كي مي‌تونم لايق خاك تو باشم من كه مي‌ميرم اگه كه يه روزي از تو جدا شم لايق عشق تو يك روز كمون رو گذاشت تو جونش اما باز پيش تو كم بود عشق آرش با كمونش اي همه شعر و حكايت اي بزرگ اي بينهايت اي همه دار و ندارم اعتبارم اي ولايت گريه‌هام تو خنده‌هام تو گفتنم تو خواستنم تو وقت زادن پيرهنم تو وقت مردن كفنم تو اگه تو بخواهي از من جرأت و نفس مي‌گيرم از صدام يه تير مي‌سازم يه كمون به دست مي‌گيرم حتي با دست بريده از صدام يه تير مي‌سازم اگه تو بخواهي از من حتي جونم رو مي‌بازم ............................... در مورد اونچه تو خط آخر این پست نوشتم باهاتون هم عقدیم.کاش این روزها زودتر بگذرند...

ازگمی

میگم حالا هر از چند وقتی یک چیزهائی بنویسید. همه اش موقع انتخابات ننویسید که ما فکر کنیم اینها فقط موقع انتخابات حس و حال بهشون دست میده.یک ماه برای بروز آوری یک وبلاگ زمان زیادی است. نیست؟

آسيه

سلام هر کار سختی با يه قدم شروع ميشه وشما اين قدم رو برداشتی اميدوارم اميدوارتر بشه به آينده نگاه کرد

مسيح

سلام رييس رهاي عزيز يادمه اون روزايي رو كه با شور و حرارتي بي پايان به دنبال طرح تيتر مشترك بودي اون روزا هم روزاي خوشي نبودن و اونايي كه كمي به قرائن و شواهد با ديد منطقي نگاله مي كردن مي تونستن روزايي بدتر از اينو هم پيش بيني كنن خب دوستمون روح اله عزيز هم حرف خوبي زد شاكر بودن به داشته هامون كار خوبيه داشته هايي كه در اثر تلاش ۱۶ ساله ي دولتهاي قبلي افتخار بهره مندي از ثمرش رسيد به دولت جديد و هنوز فرصت هست براي حفظ اونا و احيانا بر باد رفتنشون اما نه با انفعال هر چند كه عميقا باور دارم كه راست مي گي فعاليت توي اين شرايط كار ساده اي نيست اما من بر خلاف تو دعا نمي كنم كه اين روزا بگذرن چون وقتي برن فرصتهاي باقي مونده رو هم با خودشون مي برن كاش ... نه با كاش و كاشكيم كاري درست نمي شه اميدوارم بموني سلامت و سربلند و ايروني كه نفس بودنت مايه ي اميده

مسيح

بازم سلام ببخشيد اصلاح مي كنم احيانا بر باد رفتنشون = احيانا پيشگيري از بر باد رفتنشون ...

روح اله رياضی

از ۱۷ خرداد تا امروز چند روزه؟ وقتی کامنتت رو دیدم یادم نبود که برات چی پيام گذاشتم.مجبور شدم دوباره پيامم رو بخونم. ببين رهای عزيز به نظرم من و تو منتقد هم نيستيم.من و تو با هم اختلاف ريشه ای داريم.اگرم هر ازگاهی به وبلاگت می آيم بخشی اش از سر کنجکاوی و بخشی ديگر به خاطر ماه هايی است که به گونه ای همکار بوديم. به طور قطع نه مرام تو را می پسندم و نه پندم در تو کارگر خواهد افتاد برای همين فقط از تو خواسته و می خواهم که از دايره ی انصاف خارج نشوی. به اين جملات دقت کن:اما همه می دانند که از پس روزهای آرام قرار نیست اتفاق خوش آیندی بیافتد. کاش می شد تا در یادداشت ورود به سومین سال این وبلاگ از کاستیهانگویم و چهره منفی کشورمان را به تصویر نکشم. اما حقیقت این روزها، برای همگان آنچنان مشهود و عریان است که دیگر این کلمات مانند نمکی است بر زخمهای ملتی آرام، نجیب و صبور. کلی و گنگ و سياه.واقعا چند درصد مردم ما با اينها موافقند.چند درصدشان اين گونه کلی نسخه می پيچند.بهتر است همان گونه که نابجا به من توصيه می کردی که به عقايد مزخرف(این اصطلاح را یادت هست که چقدر جنجال به پا کرد) ديگران

روح اله رياضی

عقاید مردم کشورت احترام بگذاری و اگر با آن مخالفی منصفانه و نه غرض ورزانه آن را نقد کنی و تنها هدفت هم سعادت و تعالی کشورت و مردمش باشد. و شاکر باشی.من مدافع وضع موجود نیستم ولی باور کن آن طور که تو می گویی سیاه نیست.و اگر هم تا حدی باشد از انسانهای منصفی که خارج رفته اند بپرس.مطمئن باش که آسمان همه جا این رنگی است.که اگر قرار بود همه جا سفید باشد و خوب، دیگر چه نیازی به منجی بود؟