جلوتر از زمان!

آلبوم قدیمی خانوادگی را ورقی بزنید!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

وقتی آن زمان را با امروز مقایسه میکنید از تفاوتهای زیاد و سریع زمان متعجب می مانید.

شاید این تفاوتها در عرض تنها چند سال و حتی کمتر از یک دهه روی داده باشد، اما آنقدر سریع و فراوان است که تامل انسان را بر می انگیزد.

براستی آیا این تفاوت حاصل یک اتفاق ساده و یا جبر اجتماع است یا ...

عکس تزئینی استالبته تغییرات طبیعت انسان است و هیچ جامعه ای گریزی از آن ندارد. اما به نظر می رسد خیلی عوامل در این تغییرات موثر هستند.

نمی خواهم بیش از این به حاشیه بپردازم و يا بحثی فلسفی را آغاز کنم بنابر این بر سر اصل قضیه میروم.

همه ما از آنجا که بخشی از زمان خود را با رسانه ای به نام تلویزیون می گذرانیم قطعاً این تفاوت را بیش از هر کجا در این جعبه جادو دیده ایم.

صدا و سیما که اصولاً یکی از تاثیر گذارترین و جریان ساز ترین ابزارهای بشری است در کشور ما نقش خود را بیش از انتظار بازی کرده است.

سریالها و فیلمهایی که حداکثر پنج یا شش سال پیش ساخته شده اند را با سریالهایی که ظرف همین دو سه سال اخیر تولید شده اند مقایسه کنید.

زندگی آدهایی که در آن به تصویر کشیده شده اند چه شباهتی با آنچه امروز بر صفحه نمایشگر ما نقش می بندد دارد؟

مبلهای آنچنانی، اتومبیلهای مدل بالایی که در شهرهای بزرگ اگر هم باشد عموماً در اختیار طبقه مرفه نشین است و یا خانه هایی که انواع و اقسام امکانات الکترونیکی، تزئینات داخلی و ظروف مختلفی که در آن چیده شده و یا حتی البسه ای که بازیگران می پوشند و نوع کلام و ارتباط خانوادگی که بازیگران آن با هم دارند همه و همه در حال ساختن یک جامعه کاذب و دور از واقعیتهای وجودی آن است.

همه چیز در ظاهر خلاصه شده است و خبری از اصالتهای وجودی ما نیست!

اغراق و بزرگنمایی، تشریفات و بریز و بپاشها البته تنها به سریال ها خلاصه نمی شود. چه اگر دقت کنید حتی در همایشها و گردهمایی ها نیز امروز هزینه های گزافی میشود تا برق و جلایی جذاب ولی تهی از هر گونه واقعیت اجتماعی در آن نمودار شود.

و اینها را کنار یکدیگر بگذارید.

سری به دادگاه خانواده بزنید و مابقی مطلب را آنجا خودتان تکمیل کنید.

شاید هم برای عده ای ضرورتی به صرف زمان و هزینه نباشد و در اطراف خود با این تضادهایی که بنیان خانواده ما را نشانه رفته است مواجه شده باشند.

اما جابترين نکته اين حکایت آنجاست که اکثر ما نیز با این موج همراه شده ایم!

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روح اله رياضی

ای رفيق.از اين حرفا نزن که بهمون می خندن و می گن هنوز داغيد و جوان!

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز... با يک شعر جديد منتشر نشده از خودم و خبرهاي مربوط به نمايشگاه کتاب به روزم و منتظرت!

رابطه در دوران قاعدگی

سلام شرمنده الان ميان ترمام شروع شده وقت سر خاروندن ندارم چه برسه به به روز کردن وبلاگ ولی آخر همين هفته به روز می کنم بازم مرسی از اين که سر ميزنی

مسيح

سلام رييس بزرگوار اومدم بگم چرا آپديت نمی کنيد ديدم هم بعضی از دوستان اين حرفو زدن و اگه من بگم تکراری می شه و هم اين که خودم برای پست هنوز کامنت نذاشتم !!! پس خيلی ناجوره که اين حرفو بزنم اينه که فقط عذر خواهی می کنم به خاطر کوتاهی غير قابل توجيهی که کردم و منتظر می مونم تا يه مطلب جديد و يکی ديگه از مسائل اجتماعی که داره برای خيليامون عادی می شه و ديگه کم کم به چشممونم نميادو بخونم اينجا سربلند بمونی و ايرونی

مابکا

به نظرم ديگه خيلی منفی بافی کردی بابا اين جوريام نيست

روح اله رياضی

یه چیزی هم اینجا نوشتم .اگه بخونی و نظر بدی متشکر می شم. http://diyaremehr.parsiblog.com

سهيل اسدی

رها جان با شما کاملاْ موافقم. عدم آرامش بدترين ضربه ها رو به فرآيند توسعه سياسی ما وارد کرده و اميد که ما ايرانيان زین پس آگاه باشيم. يا حق

BARAN

<<ميدونی يکی از قشنگی های بارون چيه؟ وقتی زير بارون قدم می زنی کسی اشکهاتو نمی بينه>>